خطرات ناشي از دفع زباله به
طريق غير بهداشتي
اصول بهداشت و بهسازي محيط، در
هر شهر ايجاب ميكند كه زباله ها در حداقل زمان از منازل و محيط زندگي انسان دور
شده و در اسرع وقت دفع گردند. پيدايش اين ايده (دفع بهداشتي زباله در محيط زيست)
در قرن نوزدهم ميلادي به مشابه يك دستورالعمل بهداشتي، شهروندان را به رعايت آن
ملزوم ميساخت.
اهميت دفع بهداشتي زباله ها
موقعي بر همه روشن خواهد شد كه خطرات ناشي از آنها بخوبي شناخته شود. زباله ها نه
فقط باعث توليد بيماري، تعفّن و زشتي مناظر ميگردند، بلكه ميتوانند به وسيله
آلوده كردن خاك، آب و هوا خسارات فراواني را ببار آورند. به همان اندازه كه
تركيبات زباله مختلف است، خطرات ناشي از مواد تشكيل دهنده آنها نيزميتوانند
متفاوت باشند. جمع آوري، حمل و نقل و آخرين مرحله دفع اين مواد بايستي به طريقي
باشد كه خطرات ناشي از آنها در سلامتي انسان به حداقل ممكن كاهش يابد.
راجع
به خطرات حاصل از زباله هاي شهري و صنعتي بايد گفت كه دركليه منابع علمي و كتب
مربوطه همواره اشاره به ابتلاي انسانها به بيماريهاي گوناگون شده است. در كتب
علمي تعداد باكتريهاي مختلف موجود در خاكروبه خيابانها از 2 تا 40 ميليون به
صورت خاص و از 50000 تا 10 ميليون بطور عموم در هر گرم برآورده شده است. اين تعداد
باكتري ميتوانند به سادگي موجب بروز بيماريهاي گوناگوني گردند. مخصوصاً اينكه در
اين مواد انواعي از باكتريهاي مولد وبا، تيفوس و كزاز بطور مسلّم و صريح تشخيص
داده شده است. شايان ذكر است كه سابقا فضولات حيواني (پهن گاو و اسب) قسمت عمده اي
از خاكروبه هاي خياباني را تشكيل ميداد. اين حالت هم اكنون نيز در پاره اي از
روستاها و شهرهاي كوچك مشاهده ميشود.
1 ـ1 ـ مگس
خطرات
ناشي از وجود مگس براي انسان و عموم حيوانات اهلي بر همه روشن است، مگس خانگي(Mussca
domestica) مخصوصاً از نظر انتشار بسياري از باكتريهاي
بيماريزا قابل اهميت ميباشد. اصولا بيش از 50-40 هزار نوع مگس در اين زمان
شناسايي شده ولي نام گذاري همه آنها به اتمام نرسيده است. بر اساس مطالعات انجام
شده در صحرا و آزمايشگاه انتشار بسياري از امراض همچون اسهالهاي آميبي و باسيلي، تراخم، حصبه و شبه حصبه، وبا، سِل، جذام،
طاعون و سياه زخم به وسيله مگس امكان پذير
است. اين حشره به وسيله پُرزهاي چسبنده و مژكهاي فراوان بدن خود با نشستن بر روي
مدفوع انسان و حيوان و بسياري از كثافات و زباله ها ميكروبهاي مختلف را از طريق
تماس مستقيم بدن انسان و يا اغذيه مورد نياز او به محيط زندگي وارد نموده و به طور
مكانيكي باعث انتقال بيماريها به موجود زنده ديگري ميگردد.
ساختن
مستراحهاي بهداشتي در شهر و روستا و حفظ محيط زيست از پِهِن و ديگر فضولات فساد
پذير انساني و حيواني نيز از جمله عواملي است كه باعث جلوگيري از توليد و رشد لارو
مگس خواهد شد. مواد زايد صنعتي اعم از فرآورده هاي گياهي، ميوه ها، فضولات
كشتارگاه ها و غيره چه در شهرها و چه در مراكز توليد و مصرف ميتواند محل پرورش
لارو (كرمينه) مگس قرار گيرد. در صورتي كه روش دفع زباله به صورت تلنبار كردن در
فضاي آزاد باشد كرمينه مگس در داخل زباله كه از نشر حرارت، رطوبت و مواد غذايي
مناسب ترين محيط به شمار ميرود رشد و نمو كرده و پس از رسيدن زمان بلوغ به منازل
و اماكن مجاور پرواز مينمايد. قدرت پرواز مگس تا حدود 20 كيلومتر مشخص شده است .
1ـ 2 ـ جوندگان
سالم
سازي محيط بخصوص كنترل زباله ها چه در امر جمع آوري و چه در دفع بهداشتي آنها
مفيدترين راه مبارزه با جوندگان ميباشد و بديهي است كه يكي از خطرناكترين مضرات
عدم توجه به دفع زباله نشو و نما و انتشار موش در شهرها است. خطر ازدياد موش در
شهرها را نميتوان به سادگي با هيچ بودجه اي جبران نمود. موشهاي خانگي و جوندگان
ديگر به طرز وسيع و دامنه داري در جهان پراكنده و در جوار انسانها زندگي ميكنند.
از اين نظر اينگونه موجودات بالقوه ناقل بسياري از بيماريهاي انساني هستند.
ناراحتيهاي حاصل از موشها از يك گاز
گرفتگي ساده تا تب
تيفوس و طاعون
متفاوت است. بيماري لپتوسپيروز
در نتيجه تغذيه مواد غذايي آلوده به مدفوع موش بيمار و با استحمام در آب آلوده و
يا در تماس مستقيم با موش آلوده، به وجود ميآيد. موش ميتواند در انتقال بيماريهايي
چون اسهال آميبي و
انتقال كرم كدو و تريشين نيز به طور غيرمستقيم، نقش
مهمي ايفاء كند. موش و ساير جوندگان براي توليد مثل و ازدياد جمعيت خويش به سه چيز
احتياج دارند، غذا، آب و پناهگاه كه هر سه در اغلب موارد در زباله هاي شهري وجود
دارد.
1 ـ 3 ـ آلودگيهاي آب
آب شرط
اصلي ادامه حيات در جهان است، كلمه آباداني در زبان فارسي از آب گرفته شده كه خود
عامل مهمي در جهت عمران و بهسازي مناطق كشور به شمار ميرود. سرعت افزايش جمعيت،
بهبود سطح بهداشت و پيشرفتهاي صنعتي در سطح جهان بيش از پيش باعث محدود شدن منابع
آب شده است، اما بايد قبول كرد كه دنيا تشنه است و اين تشنگي يك تصور شاعرانه و
خيال نيست بلكه يك حقيقت مسلم است.
در
كشور ما مسئله كمبود آب مخصوصاً چه در امر صنعت و چه در امركشاورزي مشكلات فراواني
را به بار آورده است. مصرف زياد از حدّ آب در شهرها و اسرافهاي بي رويه در هر
زمينه نيز تشديد كننده اين مشكل است. گرمسير بودن مناطق مختلف كشور و عدم وجود
منابع آب كافي از يك سو و عدم كنترل آلودگي آب به وسيله تخليه فاضلابها و زباله
هاي شهري و صنعتي از سوي ديگر تاثير زيانبخشي در اقتصاد و بهداشت جامعه ما دارد.
همچنين تخليه مواد زايد جامد و مايع (زباله و فاضلابها) در محيط به وسيله جاري
شدن آبهاي سطحي اعم از جويبارها، رودخانه ها و ديگر آبهاي حاصل از بارندگي به نقاط
مختلف موجب انتشار آلودگي ميگردند و اين در حاليست كه متاسفانه در بعضي از شهرهاي
ما دفع بي رويه زباله اكثرا به وسيله تخليه مواد به جويبارها صورت ميگيرد و يا
دفن غير بهداشتي آن در سراشيبيها و ديگر اماكن كه مخالف ضوابط حفاظت آبهاي
زيرزميني است انجام ميشود كه از نظر بهداشت محيط كاملاً خطرناك است. مخصوصاً
اينكه محل تخليه و يا دفن در خاكهاي سبك شني و يا در حوالي رودخانه ها و چشمه
سارها باشد.
1 ـ 4 ـ آلودگي خاك
زباله
هاي شهري كه خود تركيبي از فضولات انساني و حيواني و بسياري ديگر از مواد زائد
صنعتي و كشاورزي است، متاسفانه در آخرين مرحله دفع به خاك و يا آب منتقل ميشوند.
كالاهاي مصنوعي كه از مواد پلاستيكي ساخته شده اند پس از استعمال به صورت مواد
زائد تجزيه نشدني در زباله انباشته و درخاك باقي ميمانند زيرا پليمرهاي مصنوعي
(نايلون) بر عكس پليمرهاي طبيعي موجود در پشم و پنبه به علت نبودن آنزيم ويژه، سالها
جهت تجزيه در طبيعت به صورت خام و بدون تغيير باقي ميماند. اين مواد خود خللي در
تبادل آب و هوا و ديگر عكسالعملهاي فيزيكي و شيميايي خاك بوجود ميآورند. مجاورت
و يا احاطه شدن ريشه گياهان بوسيله مواد پلاستيكي در خاك سبب نرسيدن آب و غذا به
ريشه گياه شده و در طي زمان در اطراف ريشه حرارت، رطوبت و خواص شيميايي كاملاً
غيرمتعادلي بوجود ميآورند كه موجب ضعف رشد و يا خشكي گياه ميشوند. وجود انواع
مختلف قوطيهاي كنسرو، لاستيكهاي مستعمل، لاشه هاي اتومبيل، فضولات بيمارستانها
و مواد شيميايي كارخانه ها كه هم اكنون در اغلب شهرها جزو لاينفك زباله هاي شهري
هستند به خارج از شهر در دامان طبيعت پراكنده و يا دفن ميشوند. نتيجه اين عمل،
تجزيه هايي است كه طي ساليان دراز خطرات مهيبي را در آب و خاك منطقه بوجود آورده و
موجب بيماريهاي گوناگوني در انسان و حيوان و كليه موجوداتي كه در آن منطقه زندگي
ميكنند ميشود.
ازجمله
امور متداول در استفاده مجدد از زباله هاي شهري، تهيه كمپوست است كه هم اكنون در
بسياري از شهرهاي پيشرفته دنيا معمول است. در ايران متاسفانه بدون مطالعه در سيستم
تهيه كمپوست، نوع كمپوست و امكانات مصرف، اقدام به تاسيس كارخانه هايي شده است كه
نتايج حاصل، مطلوب نبوده و آلودگيهاي محيط جامعه شهري و روستايي ما را تشديد مينمايد.
امروزه به علت پيشرفت صنايع سنگين و مصرف زياده از حد فلزات سنگين كه از راه هوا و
زمين و آب وارد و خسارات زيادي را به بار ميآورند. Lenihan و Wainered
عقيده دارند كه امروزه بيش از 60 ماده شيميايي در صنايع، مورد استفاده قرار ميگيرند
كه نقش آنها در سيستمهاي حياتي گياه و حيوان، ناشناخته است. ازدياد فلزات سنگين
مثل جيوه، سرب، كادميوم و آرسنيك در كمپوست و در نتيجه در خاك، باعث مسموميتهاي
زياد و بيماريهاي گوناگوني در انسان ميشود.
1 ـ 5 ـ آلودگي هوا
در اين
زمينه گفته ميشود احتراق مواد پلاستيكي كه متاسفانه امروزه به ميزان فراواني در
زباله ها وجود دارند صرفنظر از توليد ديوكسينها گازهايي همچون گاز كربنيك،
انيدريد سولفوره، گازهاي سمّي كلره و غيره مينمايد كه فوقالعاده خطرناك بوده و
موجب آلودگي شديد هوا ميگردند.
شايان
ذكر است كه در مناطقي كه مبادرت به ايجاد زباله سوز ميشود تعبيه هواكشهاي طويل و
فيلترهاي ويژه اي كه طبق ضوابط محيط زيست قادر به جلوگيري از آلودگيهاي هوا باشند
از ضروريات امر است.
گازهاي
حاصل از تخميرهاي هوازي و غير هوازي در مراكز دفن زباله قادرند به طبقات زيرين خاك
نفوذ كرده و اختلالاتي در خاكهاي زراعي به وجود آورند. طبق مطالعات انجام شده در
نواحي نزديك به جايگاه هاي دفن زباله ميزان گاز متان (CH4) تا حدود 60 درصد و گاز كربنيك (CO2) حداكثر تا 30 درصد تاييد شده است كه قطعا در جلوگيري از رشد و
نمو صحيح گياهان منطقه بي تاثير نيست.

